صعود به قله سیالان (۴۱۷۵ متر)

 بیست وپنجم و بیست و ششم تیر نود و نه برنامه صعود به قلهسیالان و پیمایش هنیز در منطقه الموت تا عسل_محله در تنکابن انجام شد.

هنیز:۱۱:۲۰
 پناهگاه :۱۶:۱۵
 شب مانی
حرکت به قله: ۵:۳۵
قله: ۸:۵۰
 عسل محله: ۱۷

همنوردان: زمانی، خانی، تیموری، احمدخانی، کلانی، امیرحسین، مهدیانی

گروه کوهنوردی آرش تهران 

ادامه نوشته

صعود به قله انگمار(۴۰۳۰ متر) در خط الراس دوبرار و نصب تابلو

خط الراس غربی – شرقی قره داغ یا دوبرار از جاده هراز و در حدفاصل بین امامزاده هاشم و پلور (پل قلعه مرغی) آغاز و با تشکیل قلل مرتفع متعددی از جمله بزم چال یا چنگیزچال، پروانه، انگمار، دوبرار، سوزچال، قره‌ داغ، قیاق‌ لکه و شاه‌ تپه به رودحانه نمرود در جاده فیروزکوه می‌پیوندد. دریاچه های تار و هویر و رودخانه‌های دلی چای و تار در جنوب خط الرأس و رودخانه نمرود و لاسم در شمال آن جریان دارند.

تاریخ صعود: ۱۳۹۹/۳/۲۲

نفرات شرکت کننده: زمانی، کرمانیان، خانی، کلانی، واقف، مهدیانی، تیموری، نبی زاده و دونفر دوست نبی زاده

نام تیم : گروه کوهنوردی آرش تهران

گزارش صعود در ادامه مطلب

ادامه نوشته

گزارش صعود قله شاه البرز  به ارتفاع ۴۱۴۵ متر

روز چهارشنبه ششم شهریور 1398 طبق برنامه گروه ایثار در ساعت 13:30 دقیقه ظهر همراه 6 نفر از اعضا با دو دستگاه سواری شخصی از میدان نوبنیاد تهران به سمت طالقان ، روستای حسن جون حرکت و در ساعت 17:20 عصر به مقصد رسیدیم.

بعد از آماده شدن تیم بلافاصله صعود را آغاز کردیم (17:30).

روستای حسن جون و سیدآباد طبیعت بسیار زیبایی دارند. درختان سرسبز و رودخانه تقریبا پر آب در فصل گرم تابستان و چشمه های آبی که حدوداً تا اواخر مسیر صعود با آبی بسیار خنک پذیرای کوهنوردان می باشد از جاذبه های این منطقه می باشد.

در ساعت 22 به محل شب مانی کنار چشمه قبل از گوسفند سرای میان او رسیدیم. چادرها را برپا کرده و بعد از صرف شام به خواب رفتیم. ساعت 4:30 بیدار شده و بعد از آماده شدن ساعت 4:50 به سمت قله حرکت و ساعت 5:40 از گوسفندسرا عبور کردیم و در ساعت 9:40 دقیقه هفتم شهریور 1398 موفق به صعود قله شدیم.

پس از گرفتن عکس قله و استراحت در ساعت 10 فرود را آغاز کردیم و در اولین چشمه آب توقف کوتاهی کردیم و سپس فرود را ادامه دادیم و ساعت 14 به کنار چادرها رسیدیم و بعد از صرف نهار مختصر و استراحت کوتاه چادرها را جمع آوری و حرکت کردیم.
نهایتاً در ساعت 20 به روستا رسیدیم و به سمت تهران حرکت و در ساعت 23:30  به میدان نوبنیاد رسیدیم و یک برنامه با پیمایش 35 کیلومتری و طاقت فرسا به پایان رسید.

ممنون از همکاری سرپرست و همه اعضای خوب تیم که باعث صعودی عالی و به یادماندنی شدند.

اعضای شرکت کننده در برنامه :
آقایان : زمانی-تیموری-باقری-کلانی-خانی-نبی زاده و شیرزاد

ادامه نوشته

صعود به قله سنبران در اشترانکوه

سنبران با ارتفاع 4150 متر بلندترین قله اشترانکوه و بام استان لرستان محسوب می شود. تیم 13 نفره ما با راهنمایی آقای پرویز ساکی، هشتم شهریور موفق به صعود به این قله شد.

زمانبندی:

چهارشنبه هفتم و پنجشنبه هشتم شهریور 1397

حرکت از تهران:7:20

اراک: 11:20

الیگودرز: 13:30

حرکت به سمت آبشار سفیدآب و بازدید و صرف ناهار و برگشت به الیگودرز

روستای تیان 20:40

 شروع برنامه: روستای بیدستانه 21:20 (ورودی روستا قبل از مسجد روی بلندی ساختمانی هست که از جاده پله دارد از روی پله بالا رفته و پاکوب را ادامه دادیم و کم کم ارتفاع گرفته و روی یال منتهی به پناهگاه قرار گرفتیم)

پناهگاه و چشمه گل گل: 24

استراحت تا ساعت 4

حرکت : 4:30

جانپناه چال کبود:8

صعود از مسیر قیف

قله سنبران: 10:30

برگشت:

چال کبود: 12

فرود از کف دره بیدستانه

روستای بیدستانه: 17

 

پیمایش خطالراس سرکچال

21 تیر 1397

مسیر صعود: جاده شمشک سایت آنتن(ساعت7:30) قله کلون بستک(ساعت10) پیمایش خط الراس سرکچال تا قله سرکچال بزرگ(ساعت15)

من و کلانی

صعود به آزاد کوه (4355 متر)

1396/5/12پنج شنبه

صعود دونفره (من و سعید)

حرکت از روستای کلاک ساعت 4:20 صیح

یال چورن: 7:40

قله: 9:35

شروع برگشت: 10:06

روستا: 12:40

ادامه نوشته

صعود به قله سرکچال (4150 متر)

برنامه ی صعود سرکچال (یک) روز پنجشنبه 96/5/5 اجرا شد .

اعضای گروه :من، سعید، امیرمهدی و ایمان

ساعت 7 صبح به سمت منطقه شمشک حر کت کردیم و پس از یک ساعت راه به روستای سپیدستان (شمشک) رسیدیم و از آنجا بلافاصله به سمت پناهگاه حرکتمان را آغاز کردیم(ساعت 8 صبح).

ساعت 11:20 به پناهگاه لجنی رسدیم و پس از صرف صبحانه و استراحتی کوتاه من وسعید به سمت قله حرکت کردیم(ساعت 12).  پس از پشت سر گذاشتن شیب تند یال بعد از پناهگاه در ساعت 13:20 به قله سرکچال 2 رسیدیم و بعد از گرفتن عکس به سمت قله اصلی سرکچال حرکت کرده و راس ساعت 14 روی قله بودیم.

ساعت 14:25 به سمت پناهگاه لجنی حرکت ودر ساعت 15:20 به پناهگاه رسیدیم . پس از صرف نهار در ساعت 4:30 بعدازظهر به سمت شمشک حرکت کردیم و در ساعت 7 بعدازظهر به روستا رسیدیم.

ادامه نوشته

صعود به قله کلون بستک (ارتفاع 4200 متر)

صعود خانوادگی(از همه مهمتر امیر مهدی 8 ساله)

تاریخ: پنجشنبه هشتم تیر 1396

مبدا  صعود: گردنه دیزین پارکینگ ایستگاه رادیویی (ارتفاع 3420)

ساعت حرکت: 6:20 صبح

صعود به قله: 10:30

ساعت برگشت:13:45

 

 

کلون بستک

 

http://jelodar.com/media/cache/mountain_album_thumb/uploads/mountain_media/1510426378c1f79be30ef4358e1ef10c.jpg

 

ادامه نوشته

دومین صعود به قله دماوند

 تیم 11 نفره

چهارشنبه 27/5/1395 ساعت 10:45 گوسفندسرا - ساعت 15:50 بارگاه سوم 

پنجشنبه 28/5/1395 ساعت 3:30 حرکت به سمت قله - ساعت 8:30 قله دماوند - ساعت 11:50 پناهگاه 

صعود کننده گان: سعید- حسین- عرفانی- کیوان و من

صعود یک روزه به قله خلنو (4375متر)

قله خولنو

خلنو واقع در قلب البرز، پس از قله دماوند دومين قله بلند و يكي از پر آوازه ترين كوههاي البرز مركزي است. اين كوه دارای قله ای ناپيدا بوده و با آباديهاي اطراف خود فاصله قابل توجهي دارد. از كوههاي پيرامون آن مي توان به هرزه كوهها، برج خلنو و وزرابها اشاره کرد. در سمت شرق خلنو قله ۴۲۵۳ متری میش چال قرار دارد. سمت غرب خلنو بزرگ و دیگر قله های اطراف آن کاسه بزرگی را تشکیل می دهند که ارتفاع کف آن ۳۸۰۰ تا ۴۰۰۰ متر می باشد. در یکی از نقاط پایینی این کاسه برکه بسیار زیبایی به نام دریاچه خلنو (۳۸۳۰ متر) دیده میشود. شاخه های رودخانه وارنگه رود از دامنه های شمالی و غربی قله حلنو بزرگ سر چشمه می گیرند. این گرانکوه از جنوب به رودخانه جاجرود از شمال به رودخانه نور از غرب به رودخانه کرج و از شرق به رودخانه لار محدود می شود.

 

مبدأ صعود به قله خلنو، روستای لالون یا لالان در منطقه رودبار قصران و در نزدیکی فشم در استان تهران است. با خروج از روستای لالون، مسیر کنار رودخانه را باید طی کرد تا به تنگه لالون رسید... برای عبور از تنگه لالون باید از درون رودخانه ای عبور کرد به همین جهت به همراه داشتن سندل (صندل) برای عبور از رودخانه ضروری است... درون تنگه باید چهار یا پنج بار از رودخانه بسیار سرد و پرآب عبور کرد که به همین دلیل زمان گیر خواهد بود... با خروج از تنگه، راه پاکوب مشخصی وجود دارد که شما را از رودخانه جدا می کند و به سمت منطقه ای به نام چشمه تلخاب می برد... با گذر از چشمه تلخاب، مقصد بعدی آبشار زیبای لالون می باشد که در بالای آن چشمه ای پر آب و گوارا قرار گرفته و محل مناسبی برای شب مانی می باشد. با عبور از آبشار، مسیر به سمت گردنه ورزاب ادامه پیدا می کند. با توجه به ارتفاع ۳۹۹۲متری روی گردنه ، اینجا مکان مناسبی برای شب مانی جهت هم هوایی می باشد... برای یک گروه با توانایی متوسط از روستا تا تنگه کمتر از یک ساعت و از تنگه تا چشمه تلخاب، یک ساعت و نیم راه در پیش خواهید داشت. از چشمه تا آبشار کمتر از یک ساعت و از آبشار تا گردنه ورزاب حدود ۲ ساعت کوهنوردی با شیب متوسط دارید. از روی گردنه ورزاب به فاصله زمانی حدود دو ساعت و نیم به قله خلنو بزرگ خواهید رسید.


زمان بندی صعود:
چهارشنبه:12/6/1393- 5:30 صبح میدان نوبنیاد تهران- 6:50 انتهای روستای لالون- 8:10 چشمه تلخاب- 9 آبشار- صرف صبحانه و حرکت از آبشار10:23- 11:42 گردنه وزواب- عبور از تیغه ها و قله 2:24 عصر- مراسم قله و فرود 2:54- گردنه 4:7- تلخاب 5:50- یک ساعت استراحت- 8 لالون- 9:28 تهران

گزارش صعود به قله علم کوه

 

در بامداد روز چهارشنبه سی ام مرداد 1392، 18 نفر از جمع صمیمی در قالب گروه کوهنوردی ایثار، گردهم آمده و عازم منطقه علم کوه می شویم. برنامه حرکت بدین صورت است که روز اول( 30/5/92 ) به حصارچال رفته و کمپ را در آنجا برقرار کنیم و روز دوم به قله علم کوه صعود کنیم و همان روز به تهران برگردیم.گزارش صعود را در ادامه مطلب بخوانید.

ادامه نوشته

گزارش دومین صعود به سبلان

مسیر شمال شرقی (مسیر پناهگاه به قله)- 9 الی10 شهریور ۱۳91

اعضای گروه : آقایان حسن ، کریم ، سلیمان ، سلیم  و محمد 

منطقه صعود : هریس - مشکین شهر – لاهرود - آب گرم شابیل

ارتفاع قله

ارتفاع شابیل

ارتفاع پناهگاه

طول مسیر

طول مسیراز پناهگاه تا قله

4811 متر

2700 متر

3700 متر

6/10کیلومتر

2/4 کیلومتر

 شرح مختصری از سبلان

    کوه آتشفشانی سبلان با ارتفاع ۴۸11 متر از سطح دریا سومین قله بلند ایران و پس از دماوند معروف ترین کوه آتشفشانی خاموش ایران است. این کوه در طول جغرافیایی ۴۷ درجه و ۵۰ دقیقه شرقی و عرض جغرافیایی ۳۸درجه و ۱۷دقیقه شمالی، در 40 کیلومتری جنوب غربی اردبیل و 25 کیلومتری جنوب شرقی مشکین شهر قرار گرفته‌است. طول سلسله کوه سبلان را 60 کیلومتر و پهنای آن را 45 کیلومتر تخمین می زنند. سطح منطقه ای آن در آذربایجان نزدیک به ۶۰۰۰ کیلومتر مربع است. این سلسله کوه سه قله معروف دارد که قله اصلی آن که به سلطان معروف است (به گویش محلی، سلطان ساوالان) و دو قله دیگر آن هرم و کسری نام دارند. در دهانه مخروطی شکل قله آن دریاچه بسیار زیبایی به وجود آمده است این دریاچه بیضی شکل و به اقطار تقریبی 140 در80 متر است که عمق آن در کناره ها بسیار کم و در وسط نامعلوم است. کف این دریاچه از بازالت آنوزیت و تراکیت تشکیل شده و آب آن تنها از طریق بارش باران و برف تأمین می شود از نظر شیمیائی این آب در ردیف آبهای سولفاته کلسیک سدیک بسیار سبک و غنی از سیلیس می باشد و موجود آبزی در آن مشاهده نمی شود. قله مخروطی سبلان در تمام طول سال پوشیده از برف و یخ بوده و دارای برف های دائمی است و آثار یخچال های قدیمی نیز درآن به خوبی مشخص است. از دیواره های آن رودخانه هایی مانند اهرچای و آجی چای جریان دارند که به رود ارس و دریاچه ارومیه می ریزند. سبلان به خاطر آبگرم‌های طبیعی دامنه کوه، طبیعت تابستانی زیبا و پیست اسکی معروف الوارس مورد توجه گردشگران می‌باشد.

برای صعود به سبلان معمولاً از جبهه شمال شرقی یعنی مسیری که پناهگاه در آن قرار دارد اقدام می کنند. صعود را می توان از محل هائی به نام قوتورسوئی و یا شابیل (بیشتر شابیل با ارتفاع 2700 متر) شروع کرد و تا پناهگاه در ارتفاع 3700 متری رفت و صبح روز بعد صعود به قله را انجام داد. آبگرم شابیل از گذشته به عنوان مبدا صعود مطرح بوده و در سالهای اخیر با ایجاد راه ماشین رو به پناهگاه به مسیر اصلی صعود تبدیل شده است. لذا از شابیل تا پناهگاه را می توان با ماشینهائی مثل لندرور رفت(که نرخ آن امسال نفری 6000 تومان بود).

گزارش صعود

برای تکرار صعود به سبلان با خودروی سواری شخصی ساعت 30/15 از شهرستان زلزله زده هریس از طریق جاده کوهستانی و زیبا، پس از عبور از منطقه خانمرود، به سمت مشکین شهر(خیاو) به راه افتادیم. توقف کوتاهی در چشمه روستای پاشابیگلو و نیز روستای قصابه داشتیم. 1 ساعت بعد پس از عبور از مشکین شهر به لاهرود رسیدیم(لاهرود در سمت راست مسیر جاده مشکین شهر اردبیل بعداز سه راهی مغان واقع است. از سه راهی لاهرود تا پای کوه سبلان حدود 30 کیلومتر راه آسفالته است). منطقه لاهرود در این فصل دارای انگور بسیار مرغوبی است لذا در کنار جاده از یک باغدار مقداری انگور خریداری نمودیم. در لاهرود هم نیم ساعتی توقف نموده سپس به سمت جنوب پیش رفته و با گذر از کناره دره بسیار زیبای شیرواندره حدود ساعت 20/18 به شابیل که یکی از مناطق توریستی و دارای چشمه آب گرم معدنی است رسیدیم. خودرو را در پارکینگ مجتمع آب درمانی پارک نموده و با لندرور از طریق جاده ی خاکی مسیر را تا پناهگاه ادامه دادیم. (مسافت شابیل تا پناهگاه را می توان با لندرورهای کرایه ای در مدت نیم ساعت و پیاده در مدت چهار الی پنج ساعت طی کرد).

ساعت 19 به پناهگاه(در ارتفاع3500متری)رسیدیم که در این زمان هوا کمی سرد و گاها بارش خفیف باران وجود داشت. پناهگاه از امکانات مناسب نظیر آب آشامیدنی و بوفه برخوردار بود. با توجه به اینکه در پناهگاه جای خالی وجود نداشت، چادر خود را برپا نمودیم تا شب را در کوهستان سپری نماییم. شب آرام بود و قرص ماه کامل و ستارگان و صور فلکی همانند آسمان کویر می درخشیدند. محوطه بیرون پناهگاه از انواع چادرهای رنگارگ پوشیده شده بود. خوشبختانه هیچ کدام از همنوردان ما دچار ارتفاع زدگی، سر درد یا تهوع نشده بودند لذا با استفاده از هیزم هایی که همراه آورده بودیم آتشی برپا کرده و شام گرم و چایی تهیه و صرف نمودیم. در محوطه پناهگاه جمعیت زیادی دور آتش حلقه زده و در حال رقص و آواز بودند. در یکی از چادرها موسیقی زنده آذری در حال اجرا بود. سرو صداها (شوخی ها، جک گفتن ها و آواز خواندن ها) تا پاسی از شب ادامه داشت و امکان استراحت را سلب کرده بود از طرفی  شب بسیار سرد و چادرمان کوچک بود و بیشتر از 2 ساعت نتوانستیم بخوابیم.

ساعت چهار و نیم صبح روزجمعه 10 شهریور با صدای صلوات و شعر خوانی گروه های در حال حرکت از خواب بیدار شدیم. پس از برداشتن وسایل ضروری و خواندن نماز صبح، ساعت پنج عازم قله شدیم. مسیر پرتردد و گروههای مختلف در حال صعود بودند. باد ملایم ولی بسیار سردی در حال وزیدن بود. آسمان صاف و پرستاره، ماه در حال غروب و سوسوی چراغ گروههای صعود کننده از دور نمایان بود.

 با توجه به عدم آشنایی برخی همنوردان ابتدا با روندی نسبتا سریع حرکت کردیم به همین علت در ساعت اولیه صعود یکی از همنوردان مان دچار ضعف عمومی شد لذا مسیر را به صورت آهسته و پیوسته ادامه دادیم. سرعت صعود ما بسیار مناسب بود، تقریبا اکثر گروهها را که از ساعت 3 صبح حرکت کرده بودند، پشت سر گذاشتیم. مسیر پناهگاه تا قله کاملا پاکوب و مشخص بود و در بیشتر قسمت های مسیر پرچم های راهنما هم وجود داشت. تقریبا در تمامی مسیر صعود موبایل ها آنتن دهی داشتند. کوه از همه جهات در مه فرو رفته بود و سبلان مانند یک جزیره در وسط اقیانوسی سفید به نظر می آمد. طلوع خورشید از مه بسیار زیبا بود. با یکی دو بار استراحت مختصر در نهایت ساعت30/8 پس از عبور از کنار سنگ محراب، روی بام آذربایجان قدم گذاشتیم. منظره دریاچه در روی قله رویایی بود.

برای دیدن مناظر زیبا دریاچه را دور زدیم و سمت غرب قله را نیز تماشا نمودیم از این قسمت قلل هرم و همچنین کسری که اطرافشان را یخچال های دائمی احاطه کرده اند قابل مشاهده است. هیچ گونه موجود زنده یا گیاه در قله وجود ندارد، اما در کنار دریاچه فضولات خرس را مشاهده کردیم که احتمالا  برای آب خوری سری به دریاچه زده بود. از اتفاقات جالب در روی قله ریزش بخشی از برف متراکم در ضلع جنوب غربی دریاچه به داخل آب بود که موج نسبتاً برزگی(به قول یکی از دوستان سونامی) ایجاد و موجب فراری دادن کوهنوردان از ساحل دریاچه و خیس شدن کفش تعدادی از آنان شد. حدود یک ساعت در روی قله به گرفتن عکس و ثبت گوشه ای از آن همه شکوه و عظمت خلقت گذشت.

بالاخره مسیر برگشت را از همان راه صعود در پیش گرفته و به سوی پناهگاه فرود آمدیم. ساعت 13 به پناهگاه رسیدیم و بعد از صرف نهار وسایل خود را جمع آوری و ساعت سه بعد از ظهر پیاده به سمت شابیل حرکت کردیم. ساعت 6 عصر به شابیل رسیده و راهی هریس شدیم. در مسیر بازگشت در چشمه معروف واقع در قسمت بالای آخرین روستای مشکین شهر(پاشابیگلو) و در کنار جنگل، عصرانه ای با انگور لاهرود و پنیر محلی، همراه با چایی صرف نموده و حرکت کردیم. در ارتفاعات نزدیک روستای شیرران باران همراه رعد و برق شدید در حال بارش بود(روز بعد خبر رسید که در آن منطقه یکی از عشایر مورد اصابت رعد وبرق قرار گرفته است) با ادامه مسیردر نهایت ساعت 8 به خانه بازگشتیم .

گزارش صعود به قله دماوند-گروه کوهنوردی ایثار

سالها بود که آرزو داشتم به دماوند صعود کنم اما فرصت و همراه مناسبی برای این کار مهیا نمی شد تا اینکه در اوایل تیر 1391 از تصمیم گروه کوهنوردی ایثار برای صعود به دماوند اطلاع پیدا کردم لذا با خوشحالی وصف ناپذیر تصمیم گرفتم تا در این برنامه شرکت نمایم. با رئیس گروه تماس گرفتم و موضوع را با ایشان در میان گذاشتم. ایشان هم استقبال کرده و لوازم مورد نیاز و تمرینات لازم برای آمادگی بیشتر را توصیه نمودند. از جمله این تمرینات یک برنامه صعود به قله توچال بود که انجام دادیم و مقرر شد بیست و یکم تیر ماه برای صعود حرکت نماییم.

چهارشنبه، 21 تیرماه ۱۳91 تعداد 16 نفر با کوله و لوازم مورد نیاز در محل مقرر حاضر شدند. بعد از خواندن نماز صبح حدود ساعت 5 از میدان نوبنیاد تهران سوار مینی بوس شده و به سمت شرق حرکت کردیم. از طریق اتوبان بابایی وارد آزاد راه تهران پردیس شده و پس از عبور از بومهن و رودهن حدود ساعت 30/6 دقیقه صبح وارد رینه شدیم. در رینه از جاده اصلی خارج و به سمت شمال شرق حرکت نموده و حدود 5 تا 10 کیلومتر بعد از رینه وارد جاده خاکی شده و به سمت گوسفند سرا حرکت نمودیم و حدود ساعت 7 صبح در گوسفند سرا از مینی بوس پیاده شدیم.

ساعت 7:30 دقیقه بعد از آماده شدن و سپردن برخی از اقلام برای حمل توسط قاطر(کرایه هر کوله 25 هزار تومان) به سمت پناهگاه حرکت کردیم. مسیر بسیار زیبا و سرسبز بود. گل های شقایق در بیشتر مناطق دامنه دماوند وجود داشت. رودخانه ای هم در مسیر جریان داشت اما خبری از چشمه و آب قابل شرب نبود. به قول دوستان از موقعیت بلغاری(جایی کنار رودخانه که گروه سال گذشته خاطره ای در آنجا داشته اند) هم عبور کرده و برای صرف صبحانه توقف کردیم بعد از صرف صبحانه حرکت نمودیم تا اینکه حدود ساعت 30/1 عصر به پناهگاه ر سیدیم.

در پناهگاه جای کافی برای همه گروه وجود نداشت لذا برخی تخت خالی پیدا کردند و برخی هم روی زمین یا در راهرو مستقر شدند. برای تحویل کوله، به محوطه پناهگاه قدیم رفتم و کوله ها و لوازم گروه را تحویل گرفتم. در پناهگاه قدیمی تخت خالی وجود داشت لذا همانجا مستقر شدم.

گروه پس از صرف ناهار جهت هم‌هوایی و تجدید قوا، به استراحت پرداخت. ضمناً ناهار کوکو، نان و چای داشتم که به دلیل حالت تهوع و سردرد نتوانستم بیشتر از یک عدد از آن را بخورم. هوا بسیار سرد بود و من هم تا غروب سردرد داشتم طوری که با خوردن استامینوفن هم تسکین پیدا نمی کرد. حالم زیاد خوب نبود و چیزی هم نمی توانستم بخورم. برای شام از بوفه سوپ خریدم، با اینکه آب خالی بود ولی حالم را تا حدودی بهتر نمود. رئیس گروه جلسه ای تشکیل داد و مقرر شد ساعت 3 صبح حرکت به سمت قله آغاز شود.

ساعت 30/2 شب از خواب بیدار شدم و پس از برداشتن آذوقه (شامل مقداری خرما، مویز و آب و شربت) و لوازم مورد نیاز و خوردن قرص استامینوفن به جلوی ساختمان پناهگاه جدید رفتم. گروههای مختلف در حال حرکت به سمت قله بودند اما از بچه های گروه ما خبری نبود هوا بسیار سرد بود و باد شدیدی می وزید. وارد آسایشگاه شدم همه خواب بودند. حدود نیم ساعت منتظر ماندم ولی خبری نشد تا اینکه یکی از همنوردان از خواب بیدار شد و گفت که برنامه عوض شده و گروه ساعت 4 حرکت خواهد کرد(برای من پیامک زده بودند اما گوشی من خاموش بوده). با توجه به شرایط پیش آمده و سردی هوا توان منتظر ماندن تا ساعت 4 را نداشتم، موضوع را به ایشان گفتم تا رئیس گروه را در جریان قرار دهد و لذا ساعت 20/3 صبح پشت سر گروههای صعود کننده به سمت قله به راه افتادم.

با استفاده از چراغ قوه و در تاریکی مطلق به سمت بالا حرکت می کردم. هوا سرد بود لباس مناسب مانند کاپشن، کلاه و هدبند داشتم ولی دستکش نداشتم و چون چراغ قوه ام دستی بود دستم داشت یخ می زد. مشکل دیگری نداشتم چند تا از گروهها را پشت سر گذاشتم. در سربالایی تند نزدیک آبشار یخی گروههایی که جلوتر از من و در ارتفاع بالاتر در حال حرکت بودند باعث قل خوردن سنگ ها به سمت پایین می شدند. چند مورد صدای سقوط سنگ را شنیدم لذا حدود نیم ساعت پشت یک سنگ بزرگ پناه گرفتم تا گروه از شیب عبور کرد. دوباره به راه افتادم و بدون هیچ استراحت طولانی مدت (بیش از ۵ دقیقه) مسیر را طی کردم. بعد از آبشار یخی تمام گروههای در حال صعود را پشت سر گذاشته بودم. هوا کم کم روشن شد و من با وقفه های کوتاه به صعود ادامه دادم نزدیکی تپه گوگردی کمی استراحت کردم که یکی از کوهنوردان زنجانی به من رسید و بعد از خوش و بش و گرفتن چندتا عکس به صعود ادامه دادیم. با استفاده از ماسک آغشته به لیمو از تپه گوگردی عبور کردم. باد شدیدتر و سوز سرما بیشتر شده بود طوری که دست هایم کبود شده بود. موضوع را به همنورد زنجانی گفتم خوشبختانه ایشان دستکش اضافی همرا داشتند لذا لطف نموده و آنها را به من دادند. امیدم برای صعود مضاعف شده بود لذا به حرکت خود ادامه داده و در ساعت 52/7 دقیقه روز پنجشنبه بیست و دوم تیرماه 1391 به قله 5671 متری دماوند رسیدم. دوست زنجانی چند تا عکس از من گرفت. به دلیل سردی هوا باطری دوربین خالی شد. چند دقیقه ای روی بام ایران ایستاده و به تماشای مناظر اطراف پرداختم.

حدود ساعت 8 حرکت را برای فرود آغاز کردم. با سرعت از تپه گوگردی گذشتم و به سمت پایین سرازیر شدم. حدود منطقه آبشار یخی به گروه رسیدم. وضعیت ادامه مسیر را به ایشان بیان کرده و برایشان آرزوی موفقیت نموده و به سمت پایین به حرکت خود ادامه دادم. کم کم سرم داشت درد می گرفت دوباره قرص خوردم ولی بهتر نشدم مدتی استراحت نموده و دوباره حرکت نمودم تمام مسیر را بدون اسکی شن یا برف پایین آمدم و در ساعت 1 به پناهگاه رسیدم. بعدا مطلع شدم که خوشبختانه تمامی اعضای گروه توانسته بودند در ساعت 25/11 قله را فتح نمایند.

حدود ساعت 3 عصر از پناهگاه به سمت گوسفند سرا حرکت کرده و در ساعت 9 به گوسفند سرا رسیدیم. راننده مینی بوس هندوانه ای خریده و منتظر ما بود بعد از خوردن هندوانه به سمت رینه به راه افتادیم. در یک رستوران شام خورده و راهی تهران شدیم. حدود ساعت یک نصف شب بود که به خانه رسیدم.

گزارش صعود به قله ساوالان(سبلان)- گروه کوهنوردی جولان

مسیر شمال شرقی (مسیر پناهگاه به قله)- 9 الی10 شهریور ۱۳91

اعضای گروه : آقایان حسن ، کریم ، سلیمان ، سلیم  و محمد 

منطقه صعود : هریس - مشکین شهر – لاهرود - آب گرم شابیل

ارتفاع قله

ارتفاع شابیل

ارتفاع پناهگاه

طول مسیر

طول مسیراز پناهگاه تا قله

4811 متر

2700 متر

3700 متر

6/10کیلومتر

2/4 کیلومتر

 شرح مختصری از سبلان

    کوه آتشفشانی سبلان با ارتفاع ۴۸11 متر از سطح دریا سومین قله بلند ایران و پس از دماوند معروف ترین کوه آتشفشانی خاموش ایران است. این کوه در طول جغرافیایی ۴۷ درجه و ۵۰ دقیقه شرقی و عرض جغرافیایی ۳۸درجه و ۱۷دقیقه شمالی، در 40 کیلومتری جنوب غربی اردبیل و 25 کیلومتری جنوب شرقی مشکین شهر قرار گرفته‌است. طول سلسله کوه سبلان را 60 کیلومتر و پهنای آن را 45 کیلومتر تخمین می زنند. سطح منطقه ای آن در آذربایجان نزدیک به ۶۰۰۰ کیلومتر مربع است. این سلسله کوه سه قله معروف دارد که قله اصلی آن که به سلطان معروف است (به گویش محلی، سلطان ساوالان) و دو قله دیگر آن هرم و کسری نام دارند. در دهانه مخروطی شکل قله آن دریاچه بسیار زیبایی به وجود آمده است این دریاچه بیضی شکل و به اقطار تقریبی 140 در80 متر است که عمق آن در کناره ها بسیار کم و در وسط نامعلوم است. کف این دریاچه از بازالت آنوزیت و تراکیت تشکیل شده و آب آن تنها از طریق بارش باران و برف تأمین می شود از نظر شیمیائی این آب در ردیف آبهای سولفاته کلسیک سدیک بسیار سبک و غنی از سیلیس می باشد و موجود آبزی در آن مشاهده نمی شود. قله مخروطی سبلان در تمام طول سال پوشیده از برف و یخ بوده و دارای برف های دائمی است و آثار یخچال های قدیمی نیز درآن به خوبی مشخص است. از دیواره های آن رودخانه هایی مانند اهرچای و آجی چای جریان دارند که به رود ارس و دریاچه ارومیه می ریزند. سبلان به خاطر آبگرم‌های طبیعی دامنه کوه، طبیعت تابستانی زیبا و پیست اسکی معروف الوارس مورد توجه گردشگران می‌باشد.

برای صعود به سبلان معمولاً از جبهه شمال شرقی یعنی مسیری که پناهگاه در آن قرار دارد اقدام می کنند. صعود را می توان از محل هائی به نام قوتورسوئی و یا شابیل (بیشتر شابیل با ارتفاع 2700 متر) شروع کرد و تا پناهگاه در ارتفاع 3700 متری رفت و صبح روز بعد صعود به قله را انجام داد. آبگرم شابیل از گذشته به عنوان مبدا صعود مطرح بوده و در سالهای اخیر با ایجاد راه ماشین رو به پناهگاه به مسیر اصلی صعود تبدیل شده است. لذا از شابیل تا پناهگاه را می توان با ماشینهائی مثل لندرور رفت(که نرخ آن امسال نفری 6000 تومان بود).

گزارش صعود

برای تکرار صعود به سبلان با خودروی سواری شخصی ساعت 30/15 از شهرستان زلزله زده هریس از طریق جاده کوهستانی و زیبا، پس از عبور از منطقه خانمرود، به سمت مشکین شهر(خیاو) به راه افتادیم. توقف کوتاهی در چشمه روستای پاشابیگلو و نیز روستای قصابه داشتیم. 1 ساعت بعد پس از عبور از مشکین شهر به لاهرود رسیدیم(لاهرود در سمت راست مسیر جاده مشکین شهر اردبیل بعداز سه راهی مغان واقع است. از سه راهی لاهرود تا پای کوه سبلان حدود 30 کیلومتر راه آسفالته است). منطقه لاهرود در این فصل دارای انگور بسیار مرغوبی است لذا در کنار جاده از یک باغدار مقداری انگور خریداری نمودیم. در لاهرود هم نیم ساعتی توقف نموده سپس به سمت جنوب پیش رفته و با گذر از کناره دره بسیار زیبای شیرواندره حدود ساعت 20/18 به شابیل که یکی از مناطق توریستی و دارای چشمه آب گرم معدنی است رسیدیم. خودرو را در پارکینگ مجتمع آب درمانی پارک نموده و با لندرور از طریق جاده ی خاکی مسیر را تا پناهگاه ادامه دادیم. (مسافت شابیل تا پناهگاه را می توان با لندرورهای کرایه ای در مدت نیم ساعت و پیاده در مدت چهار الی پنج ساعت طی کرد).

ساعت 19 به پناهگاه(در ارتفاع3500متری)رسیدیم که در این زمان هوا کمی سرد و گاها بارش خفیف باران وجود داشت. پناهگاه از امکانات مناسب نظیر آب آشامیدنی و بوفه برخوردار بود. با توجه به اینکه در پناهگاه جای خالی وجود نداشت، چادر خود را برپا نمودیم تا شب را در کوهستان سپری نماییم. شب آرام بود و قرص ماه کامل و ستارگان و صور فلکی همانند آسمان کویر می درخشیدند. محوطه بیرون پناهگاه از انواع چادرهای رنگارگ پوشیده شده بود. خوشبختانه هیچ کدام از همنوردان ما دچار ارتفاع زدگی، سر درد یا تهوع نشده بودند لذا با استفاده از هیزم هایی که همراه آورده بودیم آتشی برپا کرده و شام گرم و چایی تهیه و صرف نمودیم. در محوطه پناهگاه جمعیت زیادی دور آتش حلقه زده و در حال رقص و آواز بودند. در یکی از چادرها موسیقی زنده آذری در حال اجرا بود. سرو صداها (شوخی ها، جک گفتن ها و آواز خواندن ها) تا پاسی از شب ادامه داشت و امکان استراحت را سلب کرده بود از طرفی  شب بسیار سرد و چادرمان کوچک بود و بیشتر از 2 ساعت نتوانستیم بخوابیم.

ساعت چهار و نیم صبح روزجمعه 10 شهریور با صدای صلوات و شعر خوانی گروه های در حال حرکت از خواب بیدار شدیم. پس از برداشتن وسایل ضروری و خواندن نماز صبح، ساعت پنج عازم قله شدیم. مسیر پرتردد و گروههای مختلف در حال صعود بودند. باد ملایم ولی بسیار سردی در حال وزیدن بود. آسمان صاف و پرستاره، ماه در حال غروب و سوسوی چراغ گروههای صعود کننده از دور نمایان بود.

 با توجه به عدم آشنایی برخی همنوردان ابتدا با روندی نسبتا سریع حرکت کردیم به همین علت در ساعت اولیه صعود یکی از همنوردان مان دچار ضعف عمومی شد لذا مسیر را به صورت آهسته و پیوسته ادامه دادیم. سرعت صعود ما بسیار مناسب بود، تقریبا اکثر گروهها را که از ساعت 3 صبح حرکت کرده بودند، پشت سر گذاشتیم. مسیر پناهگاه تا قله کاملا پاکوب و مشخص بود و در بیشتر قسمت های مسیر پرچم های راهنما هم وجود داشت. تقریبا در تمامی مسیر صعود موبایل ها آنتن دهی داشتند. کوه از همه جهات در مه فرو رفته بود و سبلان مانند یک جزیره در وسط اقیانوسی سفید به نظر می آمد. طلوع خورشید از مه بسیار زیبا بود. با یکی دو بار استراحت مختصر در نهایت ساعت30/8 پس از عبور از کنار سنگ محراب، روی بام آذربایجان قدم گذاشتیم. منظره دریاچه در روی قله رویایی بود.

برای دیدن مناظر زیبا دریاچه را دور زدیم و سمت غرب قله را نیز تماشا نمودیم از این قسمت قلل هرم و همچنین کسری که اطرافشان را یخچال های دائمی احاطه کرده اند قابل مشاهده است. هیچ گونه موجود زنده یا گیاه در قله وجود ندارد، اما در کنار دریاچه فضولات خرس را مشاهده کردیم که احتمالا  برای آب خوری سری به دریاچه زده بود. از اتفاقات جالب در روی قله ریزش بخشی از برف متراکم در ضلع جنوب غربی دریاچه به داخل آب بود که موج نسبتاً برزگی(به قول یکی از دوستان سونامی) ایجاد و موجب فراری دادن کوهنوردان از ساحل دریاچه و خیس شدن کفش تعدادی از آنان شد. حدود یک ساعت در روی قله به گرفتن عکس و ثبت گوشه ای از آن همه شکوه و عظمت خلقت گذشت. بالاخره مسیر برگشت را از همان راه صعود در پیش گرفته و به سوی پناهگاه فرود آمدیم. ساعت 13 به پناهگاه رسیدیم و بعد از صرف نهار وسایل خود را جمع آوری و ساعت سه بعد از ظهر پیاده به سمت شابیل حرکت کردیم. ساعت 6 عصر به شابیل رسیده و راهی هریس شدیم. در مسیر بازگشت در چشمه معروف واقع در قسمت بالای آخرین روستای مشکین شهر(پاشابیگلو) و در کنار جنگل، عصرانه ای با انگور لاهرود و پنیر محلی، همراه با چایی صرف نموده و حرکت کردیم. در ارتفاعات نزدیک روستای شیرران باران همراه رعد و برق شدید در حال بارش بود(روز بعد خبر رسید که در آن منطقه یکی از عشایر مورد اصابت رعد وبرق قرار گرفته است) با ادامه مسیردر نهایت ساعت 8 به خانه بازگشتیم .